طلاق

اولین علت اصلی طلاق در جامعه‌ ایران، نداشتن شناخت مناسب زن و شوهر نسبت به یکدیگر پیش از ازدواج است. به بیان دیگر خانواده و خود فرد نسبت به خصوصیات و ویژگی‌های شخصیتی و رفتاری شریک آینده زندگی‌اش آگاهی ندارد.  دلیل دیگر طلاق در جامعه‌ ایران‌ نداشتن تفاهم و عدم توانایی زن و شوهر در گفتگو کردن است. متاسفانه از هر 10 زوج، کمتر از 3 زوج توانایی گفت‌ وگو کردن به شیوه مناسب را دارند. باید به این مسئله توجه داشت که وقتی نتوان با گفت‌ وگو به حل مسئله‌ای پرداخت، مشکلات زیادی ایجاد خواهد شد.  دلیل دیگر طلاق دخالت هایی است که بیشتر از طرف خانواده ها بوجود میاید. متاسفانه بسیاری از زن و شوهرها این اجازه را به خانواده‌هایشان می‌دهند که از همان روزهای اول ازدواج در زندگی‌شان مداخله كنند. علت این دخالت به وابستگی فرد به خانواده اش برمیگردد.

وکیل طلاق

طلاق به دو نوع رجعی و بائن تقسیم خواهد شد و طلاق بائن نیز به طلاق خلع و مبارات تقسیم میشود.

طلاق توافقی ؛ طلاق یکطرفه ؛ فسخ نکاح ؛ ابطال نکاح

– مطالبه مهریه ؛ تقسیط مهریه ؛ توقیف اموال (تأمین خواسته) ؛ ممنوع الخروج کردن بدهکار

– مطالبه نفقه ؛ طرح شکایت کیفری ترک انفاق و یا دفاع از آن

– اجازه ازدواج مجدد ؛ اجازه ازدواج دختر باکره (در فرضی که پدر اجازه ازدواج نمی دهد)

– حضانت فرزند و سلب حضانت ؛ ملاقات فرزند مشترک

– و سایر دعاوی و اختلافات خانوادگی
طلاق از طرف مرد

قانون مدني در ماده 1133 مقرر ميدارد: «مرد ميتواند هر وقت بخواهد زن خود را طلاق دهد. » البته  در حال حاضر برای انجام این کار اخذ گواهی عدم امکان سازش ضروری است. البته باید بدانیم که در طلاق حق رجوع به مرد داده شده و می تواند در ایام عده برگردد.  در شش مورد، طلاقی که مرد واقع مي سازد بائن است و مرد حق رجوع ندارد. از اين شش مورد، سه مورد آن، اساساَ زن، پس از وقوع طلاق، تکليفي به نگه داشتن عده ندارد و مي تواند بلافاصله شوهر اختيار کند. بنابراين موردي براي حق رجوع شوهر باقي نمي ماند. زيرا رجوع در ايام عده امکان پذير است و این موارد عبارتنداز: طلاق غير مدخوله ، طلاق صغيره و طلاق يائسه.  سه مورد ديگر طلاق بائن که ممکن است زن مکلف به نگاه داشتن عده باشد. ولي در عين حال شوهر حق رجوع ندارد، عبارتنداز: طلاق سوم (سه طلاقه ) خلع و مبارات (در طلاق خلع و مبارات از اين جهت حق رجوع از شوهر سلب شده که زن ، لحاظ کراهت و نفرتي که از شوهر دارد، مالي را به ومي بخشد و او را راضي به انجام طلاق مي نمايد. وقتي شوهر اين بخشش را پذيرفت و طلاق را واقع ساخت، ديگر حق رجوع ندارد مگر اينکه زن به مال رجوع کند.
طلاق از طرف زن

با توجه به اينکه اختيار طلاق علي الاصول به دست مرد است، باید بدانیم که زن نیز علی الاصول نمي تواند طلاق بگيرد. یعنی زن فقط در موارد محدودی می تواند از همسرش جدا شود. این موارد عبارتند از:  این موارد در دفترچه‌های ازدواج که در دفاتر ازدواج ثبت می‌شوند وجود دارند که در صورت امضاء از سوی شوهر، زن این اختیار را خواهد داشت که پس از حصول این شرایط راسا در دادگاه‌های خانواده حاضر شده و تقاضای طلاق نماید:  در بند الف عقد نامه آمده است: ضمن عقد نکاح خارج لازم زوج شرط کرد، هرگاه طلاق بنا به درخواست زوجه نباشد و طبق تشخیص دادگاه تقاضای طلاق ناشی از تخلف زن از وظایف همسری یا سوء اخلاق و رفتار وی نبود، زوج موظف است تا نصف دارایی موجود خود را که در ایام زناشویی با او به دست آورده است، طبق نظر دادگاه بلاعوض به زوجه منتقل کند.  در بند «ب» آن نیز ضمن عقد نکاح خارج لازم زوج به زوجه وکالت بلاعزل با حق توکیل غیر می‌دهد که زن در صورت تحقق شرایطی، از ناحیه مرد، وکیل طلاق است. خودش شخصاً یا با انتخاب فرد دیگری به عنوان وکیل به دادگاه مراجعه کند و پس از اثبات ادعا، درخواست طلاق کند.